ارامش چهار نفری
سلام جیگرای مامان. دو روز ه که نتونستم براتون چیزی بنویسم ، روز پنجشنبه بابایی از اصفهان برگشت البته شب وقتی رسید خونه ما خونه نبودیم، اخه جوجوهای من، اون شب تولد یسنا دختر خاله ژاله بود ما هم با دایی جون و زن دایی و رضا رفتیم تولد ، اونجا بهتون خیلی خوش گذشت ، شب حدودا ساعت یک بود که برگشتیم خونه ، بابایی هم هنوز نخوابیده بود و منتظر ما بود که برگردیم، راستی بابایی اومده که یه مدت پیشمون بمونه، روز جمعه هم رفتیم خونه باباجون ، خاله شیوا اینا و خاله شمیم اینا هم اومده بودن، راستی خوشگلای من، درحال حاضر خاله شیوا یه پسر داره که امیر ارسلانه، ولی خاله شمیم هنوز نی نی نداره اخه اونا دوساله که عروسی کردن، خوب جیگرای مامان ،...
نویسنده :
فریما
8:20







